۲- تنهایی ، تنهای تنها... دور و برت خیلی شلوغ است ، ولی ته دلت تنهایی ، همه خیرت را می خواهند، همه می دانند صلاحت کجاست؟ کی گوش می دهد؟
۳- از چند روز دیگر باز اول مهر است و باز عده ای که ایدئولوژی هایشان را زورزورکی می خواهند توی مغز ماها تزریق کنند... لعنت به همه چیز! لعنت به هرچی معلم هست ، لعنت به فورمول ها ، لعنت به خیرخواهی! لعنت به آنها که صلاحم را می دانند!
۴- چقدر این ترانه زیباست:
" بذار قسمت کنیم تنهایی مونو ، میون سفره شب تو با من
بذار بین من و تو ، دستای ما ، پلی باشه واسه از خود گذشتن..."
۵- خودم اینجا هستم ، آرزوهایم آن دور دورها ، خدایا! یعنی می شود من اینجا نباشم؟ یعنی میشود من هم به آرزوهایم ملحق شوم؟....
۶- روزی خواهم درخشید! شک ندارم...
بنیادمان بر باد رفت ، به همین آسانی....
صبح خبر را از یکی از دوستان گرفتم ، و باورم نمی شد ، من دیرتر از همه فهمیدم...
بنیاد رفت ، به همین آسانی!
بنیاد ذاتا روزنامه نگار نبود ، تشنه محبت بود، این را از چشمهایش میشد خواند ، محبتی که تا آخرین روزها از او دریغ کردیم.
یادش بخیر چند ماه پیش وقتی مطلبی را در روزنامه نوشته بود که اگر چاپ می شد روزنامه را می بستند ، چقدر بچه های روزنامه بهش توپیدند ، چقدر پشت سرش بد گفتند ، گویا نمی دانستند ، تا مدتی دیگر بنیاد نخواهد بود...
بنیاد رفت و من خجالت می کشم از این که چه کارها وقتی زنده بود می توانستم بکنم و نکردم ، امروز صبح پیکرش به خاک سپرده شد ، من نرفتم ، طاقت دیدنش را نداشتم ، و غمگینم از این که بنیاد بدون خداحافظی رفت...
بنیاد رفت ، بنیادمان بر باد رفت...
۲- می خواهی بروی ، پای رفتن نداری ، این نوستالژی مسخره تو را نمک گیر کرده است.
۳- امشب از یکی از همین کتابفروش های بغل خیابان کتاب "پنه لوپه به جنگ می رود" فالاچی را به قیمت ارزانی خریدم ، و حالا دیگر حوصله نوشتن ندارم ، می خواهم بلند شوم ، وسط همه اسباب پهن شده کف زمین ، روی موکت بنشینم و فالاچی بخوانم.
۴- چقدر بی معرفت شده اند آدم ها این روزها...
مناطق محروم ، پله صعود قدرت مداران
به جرات می توان گفت طی 30 ساله پس از انقلاب اسلامی ، هیچ دولتی به اندازه دولت نهم محرومیت زدایی از مناطق روستایی و خدمت به مناطق محروم را محوریت شعارهای خود قرار نداده است. محبوبیت احمدی نژاد و دیگر همفکران وی در دولت نهم بین شهروندان مناطق روستایی و شهرستان های کشور ، مدعایی قوی بر گفته فوق است.
از سوی دیگر ، باید اذعان داشت اکثریت جمعیت کشور را شهروندان این مناطق محروم تشکیل می دهند.
نباید غافل شد از این مقوله که متاسفانه امروز ، هنوز شهروندان روستایی از بینش سیاسی کافی نسبت به اموری که در سطح وسیع در کشور در جریانند ، برخوردار نیستند.
|
شعارهای پوپولیستی همچون «آب و برق مجانی» ، «کمک به وضعیت معیشتی روستاییان» ، «توسعه مناطق روستایی» و «گسترش ساخت و ساز عمرانی» ، همه و همه وسیله بسیاری قدرت طلبان اصولگرا طی سالیان اخیر برای کسب رای از این مناطق بوده است. |
جمعیت کثیری که هنوز بسیاری وقایع سیاسی روز را آنطور که هست و آنطور که باید باشد نمی بینند.
عدم دسترسی کافی روستاییان به رسانه های جمعی کشور و فاصله زیاد جمعیت مناطق محروم از تحلیل های سیاسی روز و تا حدودی فقر اطلاعاتی در این مناطق ، همه و همه دست به دست هم داده اند تا ساکنان این مناطق ، با دیدی بسته نسبت به شرکت در انتخابات اقدام نمایند. این بینش محدود ، می تواند پله مناسبی باشد برای صعود قدرت مداران بر صندلی قدرت.
در این بین ، طرح شعارهای ساده و کلی ، استفاده از احساسات روستاییان و وعده و وعید دادن به روستاییان برای حل مشکلات ، راهکار خوبی است که چه بسا بسیاری سوداگران صندلیهای دولتی، ممکن است از امروز برای کسب رای از جمعیت کثیر ساکن مناطق محروم کشور در نظر گرفته باشند و چندان از واقعیت دور نیست اگر بگوییم بسیاری دولتمردان غیرمردمی طی سالیان گذشته ساده نگری روستاییان را ابزار رشد خود قرار داده اند.
شعارهای پوپولیسی همچون «آب و برق مجانی» ، «کمک به وضعیت معیشتی روستاییان» ، «توسعه مناطق روستایی» و «گسترش ساخت و ساز عمرانی» ، همه و همه وسیله بسیاری قدرت طلبان اصولگرا طی سالیان اخیر برای کسب رای از این مناطق بوده است.
از سوی دیگر بینش سیاسی کوتاه روستاییان ، سبب می شود بسیاری اقدامات هر چند کوچک مسئولین در این مناطق ، بزرگ جلوه کند.
.شهروندانی که در دید آنها حتی ایجاد چند پارک محلی در منطقه ، اقدام مثبت عظیمی تلقی میشود.
کمتر از یک سال ، به انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده است و مردم مناطق دورافتاده کشور ، از جمله شهرستان های فارس ، همچنان با محرومیت دست و پنجه نرم می کنند. شاید بتوان گسترش بینش سیاسی مردم در شهرستان های فارس را ، به مثابه پیشگیری پیش از درمان دانست. پیشگیری از تکرار اشتباهات گذشته و پیشگیری از این که روستاییان فارس تحت تاثیر برخی شعارهای عوام فریبانه ، گرفتار انتخابی چشم بسته و احساساتی شوند.
انتخابی که نه فقط سرنوشت آنها ، بلکه سرنوشت 70 میلیون نفر جمعیت شهری و روستایی را رقم خواهد زد.

